محمد مهدى ملايرى

19

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اسم عربى يسار « 1 » و زنش را خيره ناميدند . از اين‌كه از ميان همهء اسيرانى كه در آن جنگ‌ها به دست مهاجمان افتاده‌اند نام اين زن و شوهر در اخبار ذكر شده ، چنين برمىآيد كه اين فرّخ از بزرگان آن ناحيه و مردى سرشناس و شايد از دهقانان يا دبيران آن منطقه بوده است . فرّخ و زنش كه اكنون يسار و خيره ناميده مىشدند . به مدينه انتقال يافتند ، و پس از اين‌كه آزادى خود را بازيافتند ، در ردهء موالى در آمدند كه به اولادشان نيز منتقل گرديد . اين زن و شوهر در مدينه به اسلام گراييدند و در سال 21 هجرى خداوند فرزندى به آن‌ها عطا فرمود كه نامش را حسن گذاشتند « 2 » . حسن در سال 37 هجرى كه به سنّ رشد رسيده بود به زادگاه پدرى خود ، يعنى بخش ابلّه و ميشان در استان شادبهمن كه آن را فرات بصره هم مىناميدند و اكنون شهر اسلامى بصره در آن‌جا قد مىافراشت ، بازگشت . و چون بسيارى از ايّام عمر خود را در بصره و در تدريس و وعظ و ارشاد در مسجد نوبنياد آن‌جا گذراند به حسن بصرى معروف گشت . مهم‌ترين علّتى را كه مىتوان براى بازگشت او به سرزمين اجدادى خود تصور كرد آشنايى با زاد و بوم نياكان و زندگى با مردم هم‌زبان خويش است ، شايد به قصد ارشاد و شناساندن اسلام به ايشان ، بدان‌گونه كه خود آن را مىشناخته است . هم‌زبان ازآن‌رو كه زبان مادرى حسن فارسى بود . اين را جايى ننوشته‌اند . اين را به حكم عقل و به حكم واقعيات تاريخ مىدانيم . زيرا او هرچند در مكّه به دنيا آمده ، ولى در خاندانى فارسى زبان‌زاده شده و به سنّ رشد رسيده بود . اين مسلّم است كه وقتى زن و شوهرى هم‌زبان ، هم‌چون پدر و مادر حسن با هم در محيطى بيگانه و ناهم‌زبان افتند ، هرچند در ارتباط با مردمان بومى آن‌جا ناچار باشند به زبان خود آن‌ها شكسته بسته رفع نياز كنند ، ولى با خودشان در داخل خانه تنها با زبان خودشان سخن مىگويند و جز اين نه معقول است و نه ممكن . هم‌چنان كه نه معقول است و نه ممكن كه فرزندى هم كه در چنين خاندانى زاده شود و به سنّ رشد رسد در

--> ( 1 ) - بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 422 - 423 . ( 2 ) - طبرى 1 / 2646